‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۸

سال نو مبارک...

بر چــــــهره گل نســـیم نوروز خوش اســت// در صحن چــــــــــمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت، هر چه گویی خوش نیست// خوش باش و ز دی مگوی که امروز خوش است!!!...


نوروز خجسته!!!...

پنجشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۸

پنجشنبه 15 بهمن 1388

امروز عالی بود، سه تا از دوستای خوبم (ز. ، ه. و ف.) لطف کردن اومدن خونمون کمکم کردن که پروژه هامو انجام بدم!!!...
تقریبا داره تموم میشه این پروژه های کذایی...
عجب برنامه ایه این "لحظه ای از حقیقت"!!!...اگه ندیدینش توصیه میکنم ببینید، جالبه، بخصوص اگه بیننده خودش رو جای فرد مسابقه دهنده بذاره و فکر کنه که روزی سوالی ازش پرسیده میشه که حتی اگه جواب دروغ هم بده، همه میفهمند!!!:دی...
البته اینکه چرا عده ای میرن تو این مسابقه شرکت میکنن که چنین سوالهایی ازشون پرسیده بشه و یا اینکه این دستگاه و آزمونهایپولیگراف چقدر معتبره هم جای بحث داره ولی به نظرم یه نوع ترویج راستگوییه!!!...
به هر حال بازم میگم دیدنش خالی از لطف نیست...(با تشکر از ف. که بهم پیشنهاد کرد ببینم...)

پ.ن.:
این هم دست خط زیبای ف. برای یادگاری!!!؛)...


13 روز مونده!!!...

پنجشنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۸

پنجشنبه 24 دی 1388

صبح رفتم دبیرستان، بجز آقای پاکنژاد (ناظم دوران ما) کسی نبود، بدلیل اینکه تو ایام امتحانات هستن و امروز هم پنجشنبه بود!!!...کمی با هم حرف زدیم، ماشالله هنوز هم تمام بچه ها رو با اسم کوچیک یادش بود و از همه پرسید و منم خبرهایی که داشتم تک و توک که کی کجاست رو گفتم...گله کرد که چرا کم میاین، منم در جواب با گله گفتم که چند بار اومدیم و استقبال مناسبی نشد ازمون، بچه ها هم دلسرد شدن!!!؟؟؟...خلاصه کلی یاد قدیم افتادم!!!...

از ظهر به بعد هم که شروع کردم به تحلیل (سازه ها) خوندن و آرش و امیر هم اومدن (امیر برای کمک و آرش برای همراهی!!!:دی...) امروز صبح کلی مطلب تو ذهنم بود که بنویسم که یادم رفته الان!!!...

حول و حوش ساعت 9 شب ف. زنگ زد و اومد دم در خونه، فارغ شده به سلامتی!!!...البته از تحصیل:دی...خوشحال شدم کلی!!!...باید بزودی شیرینیش رو بگیریم!!!...داشتیم میحرفیدیم و تعریف میکرد که چقدر ما ایرانیها معنای وقت طلاست رو خوب فهمیدیم!!!P:...دیدم راست میگه مثلا چند بار تا حالا شده که توی یک بروکراسی اداری برای تلف نشدن وقتتون اندازه ی طلا خرج کردین؟؟؟:دی...

پ.ن.:
این هم عکسی از فواید داشتن یک خواهر:


خیلی ذهنم مشغوله در این لحظه، امیدوارم به یه نتیجه ای برسم!!!...فعلا دچار خودسانسوری میشویم...

جمعه، تیر ۲۶، ۱۳۸۸

some photos

قلعه بیرجند!!!...ء

Smart Car,Stupid Owner!!!...
آذربایجان شرقی!!!...ء


مکانیکی داف!!!؟؟؟...ء