ظهر با ز. و ه. و یکی دیگه از دوستان رفتیم ناهار...از مزایای نوشتن بگم که اطبا می فرمایند اگه میخوای سلامت بمونی روی کاغذ کارهای روزانت رو بنویس مرحله به مرحله!!!P:...
بعد از ظهر رفتم از ن. کارت بنزین گرفتم که بنزین بزنم، بعد میخواستم برم دنبال آ. که موندم تو ترافیک!!!...از دست این ز. که هی چایی میده ما بخوریم!!!...نمیدونید چه حالی داره 3 ساعت موندن تو ترافیک تحت فشار!!!...خدا خیر بده خدا رو که در خونش هنوز به روی مردم بازه!!!:دی...بعد میدون تجریش، تو خیابون سعد آباد ماشین رو ول کردم وسط خیابون و سپردم به آ. و دویدم تو مسجد!!!:دی...خدا رو شکر بخیر گذشت!!!...
شب رفتم خونه ال. اینا که بقیه دوستان هم قرار بود جمع بشن، همه که اومدن موضوع رو تعریف کردم، م. گفت من هی میگم از این همراهها استفاده کنید هی گوش نمیدید!!!...روم به دیوار عکس این اختراع جدید در اینجا هست!!!...فکر کنم همین روزا یکی سفارش بدم!!!...
پ.ن.:
* دیشب فهمیدم دوستانی این بلاگ رو میخونن، توضیحات اضافه برای اونهاست!!!:دی...
مثل اینکه نظر دادن در پستهای اینجا مشکل داره!!!:-؟...البته فکر کنم برای کاربرانی که با اکانت جیمیلشون وارد سایت بشن، مشکلی پیش نیاد!!!...
دیشب خونه ی ال. موندم،برای همین امروز صبح پست چهارشنبه رو نوشتم!!!...
شنبه و یکشنبه 3 تا امتحان دارم، برام دعا کنین!!!:)...
